الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
305
تفسير مجمع البيان (فارسى)
حرام است و مطالب ديگر ! آنها اگر در پاسخ اين سؤال مىگفتند : بز و ميش نر حرام است يا بز و ميش ماده حرام است يا آنچه در رحم آنهاست ، حرام است ، لازم بود كه هر بز و ميش نر يا هر بز و ميش ماده يا آنچه در رحم آنهاست ، حرام باشد و بنا بر جواب اخير گوسفند نر و ماده هر دو حرام بود زيرا آنچه دو رحم بز و ميش است ، يا نر است ، يا ماده . خلاصه اينكه لازم بود معتقد شوند كه جنس گوسفند ، اعم از نر و ماده و كوچك و بزرگ حرام باشد . در حالى كه آنها زير بار چنين مطلبى نمىرفتند ، زيرا بعضى را حلال و بعضى را حرام مىشمردند . بدينترتيب در برابر اين استدلال محكوم مىشدند . نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ : اگر راست مىگوييد از آنچه حلال يا حرام شمردهايد ، از روى علم به من خبر دهيد . وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا : در اينجا تتمهء هشت زوج نر و مادهء حيوانات را در مورد شتر و گاو بيان مىكند . سپس همان استدلالى را كه در مورد بز و ميش كرد ، تكرار كرده ، مىفرمايد : به آنها بگو آيا خدا شتر و گاو نر يا شتر و گاو ماده يا بچهاى كه در رحم گاو و شتر ماده است حرام كرده و يا اينكه هنگامى كه خداوند به شما دستور داد و آنها را بر شما حرام كرد ، حضور داشتيد ؟ ! سؤال اخير را به اين جهت طرح مىكند كه در راه تحصيل علم ، يا دليلى كه عقلا براى رسيدن به حق دنبال مىكنند يا مشاهده است كه عمومى نيست و اختصاص بعدّهء خاصى دارد . هر گاه هيچ كدام از اين دو راه براى تحصيل علم نباشد ، علمى وجود ندارد و مذهب باطل مىشود . مقصود اين است كه آيا شما اين مطلب را بدليل كتب آسمانى مىگوييد يا خداوند با خود شما در ميان گذاشته است ؟ اوّلى كه باور نداريد دوّمى هم كه دروغ است . پس گفتار شما باطل است . فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ : چه كسى به خود ستمكارتر از كسى است كه به خدا نسبت دروغ دهد و چيزى كه از جانب خدا تحريم